
xa0 فرهنگ امروز/ حامد سرلکی:xa0اگر ستون های مسجد قدیمی «الازهر»زبان گویایی داشتند ، خاطرات فراوانی را از دوران طلایی اسماعیلیه تا عصر «صلاح الدین ایوبی»و ده ها اتفاق دیگر را بیان می کردند. سخن از این مسجد قدیمی ، استعاره ای از وضعیت امروز مصر است. در گی...
ادامه مطلب
به نقل از صدانت/ عمادالدین باقی:به مناسبت چهارمین سال درگذشت استاد احمد قابل، جمعی از دانشجویان و اصحاب فرهنگ در شیراز، عمادالدین باقی را به محفل خویش دعوت کردند. او در سخنرانی خود در این محفل، با عنوان«ظرفیتهای فقه اسلامی و چالش حقوق بشری» مواجههی فقه اسلامی را با قوانین حقوق بشری به بحث گذاشته ا...
ادامه مطلب
سید حسین نصر: کلمهٔ روشنفکری ترجمهٔ یک واژهٔ فرنگی است و به نهضتی برمیگردد که در قرن هجدهم در فرانسه آغاز شد. آنها خودشان را Intellectuel مینامیدند و سخن از عصر روشنایی و age of enlightenment age des lumieres به میان میآوردند که به معنای تجددگرایی محض بود. بیشتر افرادی هم که به این مکتب پیوستند از راسیونالیستها و خردگراها بودند. البته توجه داشته باشید که این خردگرایی به معنای قدیمی کلمه که مورد احترام ما است، نبود، بلکه ساحت استدلال بشری را (مبتنی بر صرف استدلال و نه عقل به معنای فلسفی خودمان) م...
ادامه مطلب
محمد مجتهد شبستری: در چند ماه اخیر که موضوع «فهم هرمنوتیکی متون دینی» بار دیگر مورد توجه پارهای از محافل بحث و تحقیق قرار گرفته است، مکررا میشنویم و میخوانیم که این هرمنوتیک «حقیقت دینی» را منتفی میکند و جز «نسبیت گرایی» تمام عیار چیزی باقی نمیگذارد. ادامه مطلب...
ادامه مطلب
حمیدرضا جلائی پور: منظورم از مدرسه نواندیشی دینی همان فضای آگاهیبخشی (در بخشی از عرصه فکری ایران) است که در آن احیا و اصلاح دینی (به تعبیر محمود صدری) و بازسازی فکر دینی صورت میگیرد. بنا به یک سنخبندی (به نقل از آرش نراقی) میراث نواندیشی دینی در این مدرسه در سه سنخ جای میگیرد ـ سنخ «اصلاح فکر دینی» از مطهری تا قابل و کدیور؛ سنخ «بازسازی فکر دینی» از اقبال تا سروش و شبستری؛ و سنخ «معنویت گرایی فرادینی» مانند ملکیان. اصلاحطلبان هرکدام بنا به فراخور تربیت دینی، سیر فکری و مطالعات، و شبکهای که در آن...
ادامه مطلب
http://begin-hosseinpourfaraj.blog.ir/...
ادامه مطلب
سروش دباغ: چندی پیش، مقالۀ «روشنفکری دینی و مسئله شر»، نوشتۀ محمدرضا نیکفر را در سایت «رادیو زمانه» خواندم. به نظرم، خطاهای چندی در تحلیل ایشان دربارۀ حدود و ثغورِ کند وکاوهای روشنفکرانه و دین اندیشانۀ جماعت ِموسوم به نواندیشان دینی و روشنفکران دینی به چشم میخورد. در سطور پیش رو میکوشم ابتدائا تلقیِ خود دربارۀ مدعیات جناب نیکفر را صورتبندی کرده، سپس به نقد آنها همت گمارم. جهت ایضاح روایتم از سخنان ایشان، خوبست ابتدائا فقراتی از مقالۀ ایشان را مرور کنیم: ادامه مطلب...
ادامه مطلب